محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

276

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

است ( الخلاف 1 / 305 ؛ الرّوضة البهيّة ، 1 / 103 ) . مسنّ يعنى گاو و گوسفندى كه دندانهاى پيشين آنها روييده باشد ، و مسنّ در اين جانوران به معنى بزرگسال نيست ( لسان ، 13 / 222 ) . - م . 7 . فقهاى شيعه ، شمارهء سيصد را تا چهار صد بالا مىبرند و از آن پس ، در هر يكصد گوسفند ، يك رأس تعيين مىكنند ( الخلاف ، 1 / 306 ؛ الروضة البهية ، 1 / 103 ) . در اين صورت ، تفاوت ميان دو نظر چنين خواهد بود : بر پايهء نظر نخست ، پس از عدد 300 تا 399 ، زكاتى نخواهد بود ؛ ولى بر پايه نظر شيعه ، از 301 تا 400 نيز يك گوسفند بايد داده شود ؛ بنگريد : بررسى وضع مالى و ماليّهء مسلمين ، تأليف دكتر ابو القاسم اجتهادى ، ص 330 . - م . 8 . متن « هرمة » هرم و هرمة : شترى كه بر اثر پيرى ، كوهانش بزرگ شده باشد ( لسان ، 12 / 607 ) . - م . 9 . متن « عجفاء » و شهيد ثانى مىگويد : حيوان ، داراى هر گونه بيمارى كه باشد ، از زكات معاف مىگردد ( الروضة البهيّة ، 1 / 105 ) . - م . 10 . متن « المصدّق » ابو عبيد مىگويد : همهء راويان ، كلمهء مصدّق را در اينجا به كسر « د » خوانده‌اند ؛ ولى من آن را مصدّق به فتح « د » مىخوانم ، يعنى كسى كه از دارايى وى زكات مىستانند ، ابو موسى اين كلمه را در اين نامه ، مصدّق به تشديد « ص » و « د » و به معنى صاحب مال مىداند كه در اصل متصدّق بوده و « ت » در « ص » ادغام شده است ( كتاب الأموال ، ص 538 - 39 ؛ لسان ، 10 / 198 ؛ نيز بنگريد : تبيان ، شيخ طوسى ، 9 / 528 ؛ مجمع البيان ، 5 / 237 ، ذيل آيهء 18 سورهء الحديد ) . - م . 11 . فقها و روات ، دربارهء اين سه جمله ( و لا يجمع بين متفرّق و لا يفرّق بين مجتمع خشية الصّدقة ، و ما أخذ من الخليطين . . . ) از نامهء پيامبر خدا ، نظرهاى گونه‌گون دارند و نظر شيعه با نظر بيشتر فقهاى اهل سنت و جماعت ، هماهنگى ندارد . دربارهء جملهء نخست ( و لا يجمع بين متفرّق ) ابو عبيد به نقل از فقيهان صاحب نظر اهل سنت مىنويسد : در صورتى كه سه نفر ، هر يك جداگانه چهل رأس گوسفند داشته باشند ، آنها نبايد گوسفندان را به يكديگر بپيوندند و تنها يك گوسفند ، بابت زكات بدهند ، بلكه گردآورندهء زكات بايد سه رأس گوسفند از آنان بستاند . در اين مورد نظر شيخ الطائفه نيز با نظر ايشان ، هماهنگ است ( كتاب الأموال ، ص 541 - 42 ؛ كتاب الخلاف ، 1 / 314 . نيز بنگريد : الرّوضة البهيّة ، 1 / 105 ) . - م . 12 . ( و لا يفرّق بين مجتمع ) ابو عبيد در بيان اين جمله ، چنين مىگويد : اگر سه نفر شريك ، با هم يكصد و بيست رأس گوسفند داشته باشند يعنى هر يك چهل رأس ، گردآورندهء زكات بايد از آنها يك رأس گوسفند بستاند ، نه سه رأس ( كتاب الأموال ، ص 541 و بعد ) . ولى شيعه در چنين موردى ، پرداخت سه رأس گوسفند را واجب مىداند . شيخ طوسى مىگويد : نظر ما دربارهء اين جمله ، اين است كه : ملك و دارايى يك نفر را - هر چند كه در چند جا باشد - براى ستاندن زكات ، نبايد از هم جدا كرد ( كتاب الخلاف ، 1 / 314 ) . - م . 13 . هرگاه يكى از دو شريك ، سى و ديگرى ده رأس گوسفند داشته باشد ، بايد يك گوسفند براى زكات بپردازند و سپس هر يك از ايشان كه زكات را پرداخته است ، نزد شريك خود برود و به نسبت تعداد گوسفندان وى ( سى يا ده رأس ) سهم زكات او را كه از سوى وى پرداخته است ، از او بازستاند . ولى شيعه براى چنين موردى ، زكات قايل نيست . زيرا در نظر شيعه ، به هم پيوستن حيوانات موضوع زكات از سوى دو شريك ، در نحوهء تعلّق زكات ، تأثيرى ندارد و هر يك از دو شريك ، در صورتى كه شمارهء دامهايش به حدّ نصاب برسد ، برابر شمارهء دامهاى خويش ، زكات خواهد پرداخت ، و در مورد ياد شده ، چون گوسفندان هيچ‌يك از دو شريك به حدّ نصاب نمىرسد ، به هيچ كدام از ايشان زكاتى ، تعلق نخواهد گرفت ( ابو عبيد ، ص 547 ؛ الخلاف ، همان ) . - م . 14 . متن « لا طلاق قبل الإملاك » الملاك و الإملاك : التّزويج ؛ أملكه إياها : زوّجه إياها ، يعنى آن زن را به همسرى وى در آورد . طلاق منحصر به نكاح دائم است و در مورد متعه با انقضاى زمان ، جدايى حاصل مىشود ( لسان ، 10 / 494 ) . - م . 15 . يعنى كسى مىتواند برده‌اى را آزاد سازد كه مالك وى باشد ، بنگريد : الرّوضة البهيّه ، 2 / 158 . - م . 16 . بنگريد : فرمان پيامبر ( ص ) به عمرو بن حزم ، بند 9 ، ( ش 105 ) . - م . 17 . بنگريد : پيمان 1 بند 21 . - م . 18 . و فى الأنف إذا استوعب جدعا الدّية ، أى إذا لم يترك منه شىء ، يعنى در صورتى كه همهء بينى بريده شده باشد ، ديهء آن كامل است ( لسان ، 1 / 800 ) . - م .